على زمانى قمشه اى

313

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

مىنمودند . به همين ترتيب نوروز گاه‌شمارى جلالى « نوروز ملكى » ، « نوروز سلطانى » ، « نوروز جلالى » يا نوروز حمل ناميده مىشد . برخى از منجمان مىنويسند : از آنجا كه طول سال گاه‌شمارى جلالى برابر با طول حقيقى سال شمسى محاسبه شده است ، طول ماه‌هاى گاه‌شمارى مذكور نيز به‌وسيلهء برخى از منجمان و مردم برابر با زمان توقف خورشيد در هريك از بروج دوازده‌گانه گرديد و بنابراين نخستين روز هر ماه مقان با ورود خورشيد به هريك از بروج دوازده‌گانه قرار گرفته است . از همين روى فصول نيز همچنان فصول نجومى و آغاز هر فصل مقارن با عبور ظاهرى خورشيد از هريك از نقطه‌هاى اعتدالين و انقلابين در نظر گرفته شده است . با آنكه خواجه نصير الدّين طوسى در زيج ايلخانى بيان داشته است كه : « ماه‌هاى جلالى با طول مدت زمان توقف خورشيد در هريك از بروج دوازده‌گانه تنظيم مىشده است » در كتاب « سى فصل نظر ديگرى اظهار داشته و نوشته است : « بعضى از استادان اين فن روايت كرده‌اند كه سال ملكى را نام روزها و ماه‌ها و « پنجهء دزديده شده » ، وضع كرده‌اند » . نام ماه‌ها و روزها به صورتى كه براى گاه‌شمارى جلالى تدوين شده است بوسيلهء مؤلف زيج اشرفى نيز با اندك اختلافى ضبط شده است . هدف اصلى اصلاح گاه‌شمارى در زمان ملكشاه - همان گونه كه منجمان متقدم تصريح كرده‌اند - تثبيت نوروز در آغاز بهار ( اعتدال بهارى - يا به تعبير منجمان عصر ملكشاه - اوّلين درجهء برج حمل ) بوده است ، و از همين روى نصير الدّين طوسى و الغ بيك و بسيارى ديگر از منجمان گفته‌اند كه : « نوروز جلالى يا اوّلين روز سال در گاه‌شمارى جلالى روزى است كه تا ظهر آن روز خورشيد به اوّلين درجهء برج حمل وارد شده باشد » . شارح زيج الغ بيك